مرتضى راوندى
48
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
تحول مالى خسرو اول ، بيشتر ، به نفع دولت بود . مظالم طبقات متنعم به جنبش مزدك و ياران او منتهى شد كه ريشهء اقتصادى و اجتماعى داشت . دولت ساسانى ، با آنكه ظاهرى آراسته داشت ، سازمان اجتماعيش پوسيده و خراب بود . خاندان شاهى ، نجبا ، روحانيان يعنى طبقات ممتاز ، شيرهء مردم را مىمكيدند . كار آنها جنگ ، شكار ، ضيافت و استفاده از تمتعات و حرمسرا بود ، و بين آنان و طبقات ستمكش و فعال ، ديوارى غير قابل عبور كشيده بودند . طبقات ممتاز با گوى و چوگانبازى ، موسيقى ، تصنيف و علوم مختلف كمابيش مأنوس بودند ، و از انواع جواهر و غذاهاى گوناگون بهرهمند مىشدند ، در حالى كه اكثريت در شرايط اقتصادى دشوارى زندگى مىكردند ، و بطرزى وحشيانه و دور از عواطف بشرى مورد بهرهكشى قرار مىگرفتند . « 1 » وضع شهرها در دورهء پيشرفت و شكفتگى حكومت ساسانيان ، « رونق بازرگانى ميان شرق و غرب سبب تمركز امور اقتصادى شد . و تمركز امور اقتصادى خود مستلزم پديد آمدن مراكز بازرگانى بود . پيدايش مراكز بازرگانى نيز سبب رشد و تمركز حرفههاى گوناگون شد ، و از اين رهگذر ، شهرهاى تازه پديد آمد . اين شهرها توانستند پاسخگوى دگرگونيهايى كه در زمينهء بازرگانى و صنعت در ايران پديد آمده بود بشوند . از اين شهرها اردشير خره ، گندى شاپور ، و يه اردشير ، بيشاپور ، هرمزد اردشير ، رام هرمزد ، فيروزآباد ، رام فيروز و بسيارى ديگر را مىتوان نام برد . خوزستان بازار كه تازيان آن را « سوق الاهواز » مىناميدند ، يكى از مراكز عمدهء بازرگانى در گوشهء شمال غربى خليج فارس بشمار مىرفت . افزايش و توسعهء شهرها ، خواست بازارهاى داخلى و مراكز ترانزيت را از نظر بازرگانى تأمين مىكرد . راه بازرگانى چين و هندوستان ، كه به سوريه و ميان رودان ( بين النهرين ) و روم شرقى منتهى مىشد ، از شهرهاى ايران به تيسفون مىگذشت . در منابع چينى ، جسته جسته ، مطالبى در پيرامون اوضاع اقتصادى ايران در عهد ساسانى ، به چشم مىخورد . در يكى از منابع چينى ، در پيرامون ايران چنين مىخوانيم : « خاك مملكت مسطح و در آن طلا ، نقره ، توتيا ، مرجان ، كهربا ، عقيق و مرواريدهاى بزرگ وجود دارد . شيشههاى شفاف و تيره و بلور و زمرد و الماس و منجوق قرمز و فولاد و مس و شنگرف و جيوه و چندين نوع منسوجات ابريشمى و پنبهاى ، و قالى و قاليچه و تافته و چرم گوزن قرمز ، و كندر و زعفران و ساير مواد خوشبو و فلفل و شكر و خرما و هليله و مازو ، و نمك و زرنيخ زرد و مواد نظير آنها زياد توليد مىكنند . حبوبات پنجگانه و پرندگان و حيوانات اين مملكت عموما شبيه است به كشور چين ، و ليكن آنجا برنج و ارزن نيست . در ايران ، پرورش اسبهاى عالى و قاطر و شترهايى كه بعضى از آنها قادرند روزى 700 « لى » راه بروند معمول است . خانوادههاى ثروتمند چندين هزار رأس از اين حيوانات دارند . » « 2 » در پيرامون هيأت ظاهرى مردان و زنان آن دوران ، چنين مىخوانيم : مردها موى خود
--> ( 1 ) . ر ك : همان . ص 350 - 343 . ( 2 ) . مأخوذ از « منابع چينى » به نقل از : شيرين بيانى ، هشت مقاله در زمينهء تاريخ . ص 73 . ر ك : مجلهء بررسيهاى تاريخى . سال ششم ، شمارهء چهارم ، ص 237 به بعد .